نگرش نسبت به حسابرسی

نگرش نسبت به حسابرسی

نگرش نسبت به حسابرسی ، بازاریابی و حاکمیت شرکتی

هدف اساسی تجارت توسعه، تولید و عرضه کالا و خدمات به مشتریان است. بنابراین، رابطه بین تجارت و جامعه یکی از مهمترین بحث های جاری در اقتصاد و جامعه شناسی است. مطالعات قبلی در مورد توازن بین منافع همه ذینفعان نشان داده است که فقدان چارچوب مفهومی مشخص یکی از مشکلات اصلی در مورد نگرش و در نتیجه رفتار حسابرسان بوده است.

با این حال، در زمینه های دیگر علوم اجتماعی، مانند جامعه شناسی، چندین محقق تلاش کرده اند تا چارچوبی مفهومی برای روابط بین طرفین ارائه دهند. یکی از این افراد پارسونز بود. از نظر پارسونز، کنش اجتماعی موضوع مطالعه همه علوم بشریت است و از نظر وی، مفهوم سیستم برای دانش علمی بسیار مهم است و قابلیت تجزیه و تحلیل سیستماتیک برای کنش انسانی را در نظر می گیرد. دورکیم (1933)، به عنوان فردی که در کار او می توان ریشه های فکری کارکرد گرایی را یافت، معتقد است که طی یک فرایند، تراکم به صورت مکانیکی کنار گذاشته می شود و به صورت ارگانیک (به طور طبیعی) توسط یک جامعه سازمان یافته جایگزین می شود. سازمان اجتماعی ارگانیک یک جامعه تخصصی تر است که افراد مشاغل مختلف را دنبال می کنند. با این حال، افراد هویت جداگانه ای دارند و دیدگاه برخی در مورد جهان کمی متفاوت از دیگران است.

پیشنهاد می کنم حتما بخوانید: دوره آموزش حسابداری در اصفهان

در این نوع اجتماع، عملکرد و گروه افراد که ریشه در ماهیت تخصصی مشاغل و ماهیت آنها دارد تغییر می کند. این تخصص در زمینه حسابرسی نیز کاربرد دارد. با توجه به تغییر ماهیت حسابداری و حسابرسی مطابق با آنچه فوگارتی بر اساس نظریه اقدام اجتماعی پارسونز بحث کرده است ، ساختار و عملکرد و کیفیت حسابرسی در زمینه حقوقی باید بازنگری شود. تغییرات ماهیت یک حرفه به دلیل تماس هایی که با سایر ساختار های اجتماعی در موضوع قانونگذاری و قضاوت دارد ، باید مورد توجه قرار گیرد. این موضوع منجر به این شد که در سال 1997 ، دادگاه عالی ایالات متحده در ایالت آریزونا قانونی را تصویب کند که بر اساس آن ، سازمان های حرفه ای دیگر نمی توانند اعضای خود را از انجام تبلیغات منع کنند.

در حال حاضر ، تبلیغات و بازاریابی به عنوان عواملی در نظر گرفته می شوند که می توانند ساختار ها و عملکرد های مورد نیاز را برای تعامل بین حسابرس و مشتری فراهم آورند. بازاریابی نقش مهمی در نزدیک بودن نیازها و ویژگی های محصول یا خدمات ارائه شده توسط فروشنده دارد و موضوعاتی مانند تبلیغات و قیمت با آن آمیخته است. این دو عامل ، یعنی فروشنده و خریدار در ساختار اقتصادی ، با عملکردی مانند بازاریابی، به یکدیگر مرتبط هستند.

سوال اساسی این است که آیا بین حسابرس و مشتری بر اساس فرایند بازاریابی رابطه وجود دارد یا طرفین به دلیل اختلال در برخی از ویژگی های ذاتی حسابرس مانند استقلال آسیب می بینند؟ طبق نظریه عمل اجتماعی پارسونز، حسابرسان باید بتوانند بین نیاز های خود و دیگران تعادل ایجاد کنند. در این میان ، نقش ویژگی های شخصیتی حسابرسان یا حتی جنسیت آنها می تواند بر عملکرد آنها تأثیر بگذارد. گروهی از جامعه شناسان مانند پارسونز معتقد بودند که تقسیم نقش های جنسیتی طبیعی است یا مانند مکتب کارکرد گرایی ساختاری کارکرد خاصی را برای آن در نظر می گیرند.

پارسونز یکی از حامیان سرسخت تقسیم نقش های جنسیتی بوده و معتقد است که خانواده هسته ای تنها زمانی می تواند به حداکثر عملکرد خود برسد که در نقش های ابزاری (از جمله حالت های مردانگی) و نقش های رسا (حالت های زنانه) تفاوت وجود داشته باشد. پارسونز نقش های خانواده را بر اساس جنسیت جدا می کند و معتقد است که کسب مهارت و تخصص در زمینه نقش های خانوادگی باید با توجه به استعداد های طبیعی و بالقوه اعضا باشد که به طور اجتناب ناپذیری متفاوت هستند و تفاوت آن ناشی از ساختار های جسمی و روحی خاص است.

از هر دو جنس. به ترتیب در مرتبه اول ، خانواده ، جوامع به طور کلی و به طور خاص جامعه اقتصادی ، تحت تأثیر نگرش زنان قرار می گیرد. به دلیل تفاوت های اساسی با مردان ، زنان ممکن است نگرش ها و رفتار های متفاوتی در شرایط مشابه نسبت به مردان داشته باشند. حسابرسی به عنوان عملکرد اقتصادی بخشی از جامعه از این قاعده کلی مستثنی نیست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *